1- اجتهاد و تقلید
انسان مسلمان در عصر پیامبر(ص) موظف بود از شخص پیامبر پیروی کند و در عصر بعد از پیامبر(ص) جهت رسیدن به معارف و مراد پیامبر(ص) از وصی و جانشین او پیروی کند ولی بعد از عصر نبوت و امامت که عصر غیبت معصوم میرسد راهی جز اجتهاد و استنباط از منابع فقه؛ یعنی کتاب قرآن، سنت و رویه نبوی باقی نمیماند و انسان باید علم دین را بیاموزد و از طریق آن به قدرت استنباط احکام شرعی، خواه تکلیفی یا وضعی برسد.
بدیهی است که همه مسلمانان به چنین رتبه علمی نمیرسند و حال چنانچه مسلمانی نتواند به چنین دانشیء در علم دین دست یابد، موظف است جهت شناخت مسئولیتهای عبادی، مالی، مدنی و جزایی خویش، احکام دین را از یک متخصص در علم فقه فرا بگیرد که امروز چنین متخصصانی را مرجع تقلید مینامیم.
تنها عده اندکی به مقام بالای تخصص و فوقتخصص فقه میرسند و با فرا گرفتن علوم مرتبط با فقه میتوانند از منابع فقه، استنباط احکام شرعی کنند. این اشخاص، مجتهد هستند و سایر اشخاصی که از این متخصصان پیروی میکنند مقلد نامیده میشوند و کارشان تقلید و پیروی از مرجع فقهی در بایستهها و شایستههای فقهی در حوزه عمل است.
در نتیجه مسئولیت مرجع فقهی که فتوا میدهد بسیار سنگین است زیرا او علاوه بر مسئولیت فردی خود، نسبت به مقلدانش که از فتوای او برای عمل به احکام شرعی در زندگی شخصی و اجتماعیشان پیروی میکنند نیز مسئول است.